مقدمه :

فلات ايران به دليل غلبه اقليم خشك و گرم بربيشتر وسعت آن در همه جا از منابع آب سطحي مطمئن برخورد نـيست . از اين رو همـچنان سهـم عمده اي از آب مورد نياز از نيمه شرقي ايران از منابع تحت الارضي و به وسيله فن قنات استحصال مي شود . نياكان سخت كوش ما در پهنه ايران از قرنها پيش براي استحصال آب اقدام به حفر قنات نمودند . مردمي سخت كوش و با صلابت كه براي آباد ساختن مناطق خشك و بي آب و علف و كويري به كندن زمين و كاوش در آن پرداخته تا آب را از عمق به سطح آورده و زندگي و حيات وحش را جانشين مرگ و نيستي نمايند . مردمي كه درظلمت شـب در تاريكي خانه هايشان مي خفـتند ولـي چـراغ خـانه خـود را بـراي پـيه سـوز كـنار نـهر آب مي فرستادند تا استفاده كنندگان از آب ، در تاريكي شب به گودالي فرو نيفتند . اصولاً ارزش آب براي كويرنشينان و صحرانشينان هميشه بيش از ديگران بوده است . اين مردم قدر آب را بهتر و خوبتر از ديگران ميدانند زيرا به سختي آن را مي يابند و چون كيمياي گمشده اي كه پس از يافتن ، سخت در آغوش محافظت مي سپارند ، آب را پاس مي دارند .

 

خلاصه  :

آبدهي قنوات كه ساليان سال بهترين حافظ تعادل بيلان آب زيرزميني  بودند با ورود تكنولوژي حفر چاه كاهش يافته ويا به طور كامل خشك شده اند و در خيلي از مناطق فقط ميله هاي قنات و خاك ريزهاي اطراف آن به يادگار مانده است و طولي نخواهد كشيد كه بر اثر فرسايش ، همه اين آثار به جاي مانده نيز از بين خواهد رفت . در چشم انداز حال و آينده مقوله هائي چون بحرانهاي خشكسالي ، كم آبي ، بيابان زائي  ، عنايت به توسعه معقول با بهره گيري از زير ساختماني بومي در شرايط دشوار اقتصادي و پاره اي استثناجات علمي ، ميتواند سبب آن شود تا در كنار سرمايه گذاري هاي كلان در پيشرفته ترين فنون آب يابي و آبياري ، گزينه قنات نيز با توجه به كاركردي پايدار در مناطق وسيعي از ايران به تفضسل تحت مطالعه موردي و احياناً بهره بري نوين قرار گيرد . بديهي است كه رويكرد احتمالي دگربهري به بعد از حسن كهنه پرستي بوده و تنها بر مستندات قابل قبول علمي و پژوهشي استوار مي باشد . در آن صورت مطالعات جامع يا موردي مينماياند كه حيات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جوامع بومي در نيمه شرقي ايران هنوز تا چه اندازه به اين فن وابسته است و از اين رهگذر لااقل نگاهي شفاف تر به مقوله توسعه نصيب برنامه ريزان خواهد شد .

مسائلي هم اكنون در ايران با آنها مواجه  هستيم به طور خلاصه عبارتند از :

1-   در حال حاضر متوسط  بارندگي ساليانه جهان 830 ميلي متر است ، درحاليكه متوسط بارندگي ساليانه ايران حدود 250 ميلي متر است .

2-   ميزان تبخير آب در پاره اي از نقاط ايران در تابستان بسياربالاست و ضمن اينكه در بعضي از مناطق نزولات جوي در سال به 32 ميلي متر بالغ ميشود و غالب رودها براي مدت زيادي از سال خشك مي باشند .

3-   زمينهاي زراعي بيشتر از منابع موجود آب يعني قنات ، چشمه و چاه ، مشروب مي شوند .

4-   شرايط بياباني شدن در مناطق وسيعي از نيمه شرقي فلات ايران فراهم است وجود طوفانهاي ماسه اي ، جاري بودن آبهاي شور و فرسايش خاك توسط سيلابها ، از بين رفتن پوشش گياهي و. بالا آمدن نمك به واسطه تبخير فوق العاده نيز از عواملي هستند كه بر گسترش پديده هاي بيابان زائي و فشار بر جوامع روستائي در اين مناطق دامن مي زنند .

به نظر مي رسد كه چنين مشكلاتي در طول تاريخ داشته ايم و مسأله آب و خشكسالي يكي از معضلات اجتماعي ما بوده است كه ايرانيان همواره بر اين تلاش بوده اند كه از راههاي مختلف از منابع موجود آب درايران بهره بگيرند كه مهمترين وبا ارزش ترين روش آن ، حفر قنات بوده است .

شايد امروزه به دليل بحران جهاني آب ، وجوب مطالعه جامع اين تكنيك را دوچندان مي كند از سويي مواجه با عارضه هاي متعدد روبه رشد همچون استفاده روند افزون ومتنوع از منابع محدود آبهاي سطحي باتوجه به رونق فعاليتهاي صنعتي وكشاورزي و عدم جذب غالب آبهاي مصرف شده در بوم سازگاريهاي طبيعي ، رشد جمعيت و فشار بر منابع موجود و همچنين ارتقاء به سطح بهداشت و رفاه اجتماعي ايجاب مي كند كه تدوين راه بردهاي مقطعي يا دراز مدت اين حوزه به گونه اي باشد كه بر آن اساس به ساختار شكننده منابع طبيعي محدوده كشور ، آسيبي وارد نشود و ضمن بهره برداري لازم از منابع ، حقوق نسلهاي آينده ، ملحوظ شده و محفوظ بماند .

 

تعريف قنات   :

قنات كلمه اي است عـربي كه در اصـل هـمان گاه ريـز بوده كه براي امتحان جريان آب در آنگاه مي ريخـتند و در واقع بحراني است كه در زيرزمين از طرف دشت به كوهستان حفـر مي شـود تا سفره هاي آبدار را قطع كرده و آب آنها را جمع كند و آب منابع زيرزميني را به سطح منتقل كند .

دهخدا : قنات : آب باشد كه در زيرزمين چاه به چاه برند .

تعريفي از برهان قاطع : كاريز جوي آبي را گويند كه در زيرزمين بكنند تا آب از آن روان شود

هانري گوبلو :  قنات تكنيكي است داراي ويژگياهي استخراج معادن و عبارت است از بهره برداري از سفره آبهاي زيرزميني به كمك دهليزهاي زهكشي

و

دكتر عبدالكريم بهينيا : قنات را يك نظام آبرساني تعريف مي كند  كه از ديرباز درايران و بيش از 34 كشور ديگر جهان وجود داشته است . كه به كمك آن آبهاي زيرزميني بدون نياز به قوه مكانيكي و با استفاده از قوة جاذبه زمين به سطح زمين آورده مي شوند .

 

تاريخچه قنات   :

درباره تاريخ و سابقه پيدايش قنات بحث هاي زيادي مطرح است . آنچه مسلم است در طول زماني بيش از دو هزار سال سرتوشت كشاورزي و آبياري فلات ايران از يك طرف و تشكيل جوامع و اجتماعات انساني از طرف ديگر مديون احداث قناتها بوده است . طبق نظر هانري گوبلو قنات در حدود سال 800 ـ ق ـ م  درشمال غربي ايران در مركز تركيه فعلي توسط معدنچيان براي استخراج آب معادن حفر گرديد . درحدود 525  ق . م  قنات به حاشيه جنوبي خليج فارس مي رسد و در 500 ق ـ م به مصر و در 750  م به مادر و در 850  به جنوب الجزاير و در 1520  به لوس آنجلس و در 1540 به  Pica در شيــلي و در 1780  به لورفان واقع در تركستان و از 120 ق ـ م تا 1475  در چين گسترش  مي يابد و در قرم 8-7  م ژاپن ( در منطقه نارا )  صاحب قنات مي شود بنابراين قنات تقريباً در كل كره ارض در بين مدارهاي 20 تا 45  درجه عرض جغرافيايي گسترش مي يابد . اما در مخروط افكنه هاي واقع در كوهپايه هاي اطراف كوير مركزي ايران است كه قنات از هرلحاظ به تبلور مي رسد در اين محدوده قنات از نظر فني و تكنولوژيكي ، از نظر تعداد تراكم ،  طول ، عمق مادر چاه ، ميزان آبدهي ، تعداد و تراكم شهرها ، جمعيت و دام و تعداد و ميزان زمين هاي كشاورزي وابسته به آن در سطح جهان بي نظير است . محدودة جغرافيايي اطراف كوير مركزي ايران شامل شهرهائي چون ، يزد ، كرمان ، بم ، بيرجند ، قاين ، فردوس ، گناباد ، طبس ، كاشمر ، سبزوار ، سمنان ، دامغان ، گرمسار ، كاشان ، تهران قديم و غيره مي باشد . طبق آمار يونسكو 5/3  قناتهاي موجود در جهان در ايران  قراردارد . كه از اين ميان طولاني ترين و عميق ترين قناتهاي دنيا كه نشان دهندة تكنيك فوق العاده سازندگان آن است در استان يزد و نواحي گناباد واقع شده اند . قديمي ترين  آثار قنات در دنيا در شمال ايران كشف شده كه ساختمان آن را مربوط به 3000 سال پيش يعني همزمان باورود آريائي ها به اين سرزمين نسبت مي دهند . در دوران هخامنشيان و ساسانيان سازمانهاي وسيعي مأمور اداره و نگهداري شبكه قناتهاي ايران كه طول آن به حدود 300000 كيلومتر مي رسيده است بوده اند . قناتهاي ايران كه بالغ بر 40000 رشته بوده اند داراي طولي بين 70-1 كيلومتر بوده و كمتر از 5 تا بيشتر از 300 ليتر در ثانيه نيز آبدهي داشته كه  75 ٪ نيازهاي آبياري و آبرساني ايران را تا حدو 15 سال پيش تأمين مي نموده اند . 

دشت نيشابور با 12000  قنات آبياري مي شده و يزد 400 قنات داشته است و آب سيرجان نيز همچون نيشابور ، از قناتها بوده است . قهستان سيرجان 12000 قنات داشته و آب گناباد و طبس نيز از قناتها بوده است . كرمان به عنوان سرزميني پهناور از آب كاريزهائي كه برخي از آنها ( از مسافت 5 شب راه ) به آنجا مي آمده ، بهره مي گرفته است . فسا ، جـهرم ، شيراز نيز از آب قنات استفاده ميكرده اند . قم دردورة پيش از اسلام داراي كاريزهاي بسياري بوده و در آغاز دورة اسلامي بيش از 20 قنات جديد در آنجا احداث شده است . در پيرامون شهر تبريز هم بيش از 900  كاريز وجود داشته است . در دورة معاصر قديمي ترين قنات يزد به نام قنات يعقوبي به طول چهل كيلومتر وبا عمر 900 سال داير است . عميق ترين مادر چاه در گناباد ديده شده كه بيش از 300  متر عمق داشته است . طول اين قنات 4  فرسنگ و عمق مادر چاه آن نيز 700 گز مي باشد (  cm 104 =  گز )

شهرهاي نامبرده شده در محدودة جغرافيايي اطراف كوير مركزي ايران چون يزد ، كرمان ، بم ، …. تهران قديم داراي ويژگيهاي فرهنگي و تمدني كاملاً متفاوت نسبت به محيط هاي پيرامون خود هستند . اين فرهنگ و تمدن متفاوت را ميتوان تمدن قناتي و يا تمدن كاريزي ناميد .

شرايط اين محدوده عبارتند از :

1-   تسلط كويرها و بيابانها و محصوربودن آنها توسط سلسله كوههاي بلند و نسبتاً بلند و وجود شيب دامنه و مخروط افكنه هاي نسبتاً وسيع با ذخيره آب زيرزميني

2-   بارندگي كم  حداكثر بارندگي 250 ميليمتر  حداكثر رطوبت نسبي   20  ٪

3-   عدم وجود رودخانه هاي دائمي در قسمت اعظم منطقه و محدود بودن دبي رودها و جويبارهاي دائمي ( كمتر از يك مترمكعب  در ثانيه )

4-   محدوديت كشت ديم ( چون بارندگي كم و نوع خاك شني مي باشد )

5-   وابستگي منطقه به سفرة آب زيرزميني

6-   پوشش گياهي بسيار كم

7-   پراكندگي آبهاريها و شهرها

شرايط طبيعي نامبرده شده باعث شده كه آباديها و شهرهاي منطقه حوزه تمدن كاريزي به صورت واحد نمايان گردند باتوجه به نقشه هاي تاريخي و امروزي در مي يابيم كه شهرهاي عمده تمدن كاريزي از يكديگر فاصله زيادي دارند و در حقيقت هريك خود واحدي جداگانه است . ساكنين اين گستردة تمدني براي تأمين آب مورد نياز دست به ايجاد قنات مي زنند . پديده اي تكنولوژيكي كه در غرب يا شمال غرب ايران ابداع شده در بيشتر از همه به كار ساكنين مناطق مركزي و شرقي ايران آمده است . بنابراين سيستم توليد جديد ، ديگر مبتني بر آب فراوان و رايگان رودخانه نبوده و برشبكه هاي مصنوعي كاريز استوار مي گردد .

يكي از خصوصيت جوامع انساني سازگاري با شرايط طبيعي محيط است . بنابراين جوامعي كه دركنارة رودخانه هاي فلات ايران زندگي مي كرده اند با تغيير اقليم و محيط زيست سازگار شده و طبعاً دچار تغييرات فرهنگي و تمدني مي گردند با از بين رفتن ودخانه هاي دائمي و توسل به تكنيك قنات ، سيستم توليد تغيير مي كند تغيير سيستم توليد نيز به نوبه خود شالوده هاي اقتصادي را دگرگون گرد و نتيجتاً بسياري از عناصر فرهنگي را دچار دگرديسي مي نمايد . اين دگرديسي از نهادهاي سياسي تا حضائل اجتماعي ، هنر ، علم و … را در برمي گيرد .

پتانسيل هاي ضعيف طبيعي ، كمي آب و زمين كشاورزي و مرتع مانع وجود مازاد توليد به صورت انبوه بوده است و همين كمبود مازاد توليد توأم با پراكندگي شهرها و روستاها و كمي جمعيت موجب كوچك بودن نهادهاي اجتماعي ـ اقتصادي و سياسي و در نتيجه حكومت در منطقه است .

تمدن كاريزي كه نتوان جنگلهاي بزرگ را داشته و نتوان غارت و نه امكان بهره كشي از زمين به وسيله برده ها و رعايا ، كسري منابع خود را از راه صنايع دستي ، تجارت و صرفه جويي تأمين كرده است . بنابراين اقتصاد مبتني بر خرده مالكي ، صنايع دستي و تجارت اساساً اقتصادي صلح جويانه و آرامش  طلب و صرفه جويانه است و ادامة اين امر در طول قرنها روحيه و خصيصه هاي خاصي را به وجود آورده كه هويت مردمان تمدن كاريزي را مي سازد .

 

توزيع جغرافيايي قنات در جهان  :

قاره آسيا :  اردن ، افغانستان ، اماره متحده عربي ، بحرين ، پاكستان ، تركيه ، جمهوري خلق چين ، سوريه ، تركستان روسيه ، عراق ، عربستان ، عمان ، فلسطين ، كامبوج ، هندوستان ، يمن

قاره آفريقا : تونس ، الجزاير ، صحرا ، ليبي ، مراكش و مصر .

قاره اروپا : آلمان ، انگلستان ، اسپانيا ، ايتاليا ، چكسلواكي ، قبرس ، فرانسه .

قاره آمريكا : پرو، شيلي و مكزيك .

 

توزيع جغرافيايي قنات در ايران  :

در تمام استانها قنات وجود داشته اما تعداد آنها در استانهاي خشك و كويري بيشتر است كه معروفترين آنها عبارتند از :

استان خراسان : قنات بيدخت ، صالح آباد ، كيخسرو ، سناباد .

استان كرمان : حشوئيه ، قنات كرمان ، ماهون ، پاي كم ، رشيدي ، سبحان آباد ، گردون ، جوپار .

استان يزد : اشكذر ، مهدي آباد رستاق ، مهدي آباد حومه ، دولت آباد يزد ، جلال آباد ، صدر آباد ، حسن آباد ، مهريز ، يعقوبي .

استان آذربايجان شرقي : قنات داغ چشمه ، وكليل ، چشمه حمام ، حسن آباد  ، بره خوني ممقان ، كلانتر چوب سيخ ، چهرم و قنات كربلائي محمد .

استان اصفهان : قنات ارونه ، اردستان ، قنات دوطبقه مون اردستان

استان سمنان : قنات شاهرود

 

كاربردهاي گوناگون انوع قنات در ايران   :

1- زهكشي آبهاي سطح الارضي

2- شيرين كردن اراضي با احياي قنوات

3- تأمين آب شيرين در جزاير مناطق گرمسيري نظير جزاير خليج فارس

4- تغذيه مصنوعي لايه هاي آبدار زيرزميني به روش مهار قنوات

5- آباداني كويرها توسط قنوات

6- تعادل زيستي

7- كاركردن آسياب ها با قنات

8- نقش همياريها و تعاونيهاي سنتي ايجاد شده به وسيله قنات

9- عاملي براي جلوگيري از سيلاب درون شهري

10- پرورش ماهي در قنوات

11- قنات به عنوان يك عامل مؤثر در ارزش املاك مزروعي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مراحل احداث قنات   :

اصولاً براي احداث قنات مقنيان مراحل چهارگانه اي را پشت سرگذارده تا در مرحله پنجم آب را در كوره قنات به جريان اندازند اين مراحل به ترتيب عبارتند از :

1-   جستجوي محل گمانه و يافتن محل مورد نظر

2-   حفر مادرچاه و چاههاي گمانه

3-   ترازكشي مقدماتي

4-   راستي ديدن و حفر ميله ها و كوره قنات

5-   پايان حفاري و جاري شدن آب در كوره

 

1- گمانه زني : حدس اينكه قنات از كجا باشد از مهمترين روشهي دستيابي به آب در ايران است . اگر  مسير قنات روبه شمال غربي باشد براي پيدا كردن نقطه شروع ابتدا در دامنه تپه هايي كه موازي با جهت شمال غربي باشد محل گودي را انتخاب و حلقه چاهي حفر مي كنند و پس از سنجش ميزان آبدهي آن ، اگر مناسب بود ، مادرچاه را در شمال غربي آن به شرقي كه با قناتهاي ديگر و حتي مزارع مجاور حدود 700 متر فاصله داشته باشد حفر مي كنند و پس كارحرف قنات را از محلي براي مظهر قنات انتخاب كرده و شروع به طرف مادرچاه پيش مي روند . علت اينكه رشته قنات را از مظهر به طرف مادر چاه حفر مي كنند اين است كه باعث خسارات يا احياناً تلفات جاني نشود . چون اولين چاه را با حدس و گمان مي زنند از اين نظر آن را گمانه زني گويند .

                     فاصله هر چاه نسبت به چاه ديگر معمولاً 50-300  متر و گاه كمتر يا بيشتر است وقتي به نزديك مادر چاه مي رسند اگر به آب برخورد كردند آب را بيرون مي كشند تا بتوانند پيشروي كنند .

 

 

 

2- مادر چاه : عميق ترين چاه هر قنـات ً مادر چاه ً نام دارد قطر دهنه اين چاه 2 متر است كه واحد اندازه گيري مقني ها براي آن چهاربرابر طول آرنج تا نوك انگشتان است اگر اين چاه به آب برسد ، چاهي دركنارمادرچاه حفرميشود ( به فاصله 4-2 متر ) اين چاه را ً چاه دم ً مي گويند كه قطر دهنه آن حدود 1 متر مي باشد . موارد استعمال آن براي هواكشي ، از خفه شدن مقني و استفاده از آن در صورت ريزش مادر چاه مي باشد .مادرچاه در واقع اولين چاه در سيستم قنات است كه آب را جمع آوري و به گالري منتقل مي كند  . عمق مـادر چـاهها بر حسـب وضـع منبع آب زيرزميني متفاوت است و از 3 متر شروع وبه عمق هاي نزديك 400  مترختم مي شود .

3- ترازكشي  : ترازكشي سنجش اختلاف ارتفاع سطح ايستايي آب در مادر چاه تا سطح افقي در محل روستاي مورد نظر محاسبه اين اختلاف ارتفاع با سطح زيركشت روستاي مذكور ، براي اين محاسبه فاصله مذكور را به چندين تخته زمين تقسيم نموده و شيب درون و تخته را بر حسب ً طناب كشي ً  و ً قدانسان ً از نظر طول و ارتفاع محاسبه مي كننند .

4- ميله قنات  : به چاههاي حفر شده در طول مسير قنات گفته ميشود كه عمق آنها هرچه به مادرچاه نزديكتر شود افزايش مي بايد .

حفرميله ها  : ميله ها يا چاههاي عمودي چهار استفاده مهم و عمده دارند   1- رساندن هوا به مقني ها 2- لايروبي قنات در صورت لزوم       3- بيرون آوردن خاك و سنگ حاصل از حفاري كه موجب صرفه جوئي دقت و انرژي مي شود .    4- هدايت مسير قنات از بالا و كنترل مسير مجراست . عمق ميله ها يك رشته قنات از صفر كه مخرج يا مظهر قنات است شروع مي شود و در مادر چاه كه در طبقات آبده قرار گرفته است به حداكثر مي رسد .                            

5- مجرا  : يكي از سه بخش عمده اصلي قنات مجرا است كه وظيفه انتقال آب را از مادر چاه به مظهر قنات به عهده دارد . روش كار بدين صورت است كه پس از حفر دوميله مجاور از چاه پائين به سمت چاه بالايي مجرا كنده مي شود . 

6-  تره كار وخشكه كار قنات : مادرچاه و ميله چاههاي جمع كننده كه در زير سطح آب قرار ميگيرند تره كار قنات را تشكيل مي دهند و باقيمانده گالري منتقل كننده تا مظهرقنات را خشكه كارگويند.

7- بوكن : يكي از ويژگيهاي خاص قنات ، زندگي مقنيان در اطاقهاي حفره مانندي است كه در عمق زمين در كنار بستر است و در داخل زمين در جهت شيب حفره شده و با شيبي ملايم استمرار جريان آب را در داخل قنات

8-  پاكنه : در دوطرف جدار چاه جاي حفر مي كنند كه به آن پاكنه يا پكفده گفته مي شود . پاكنه ها بايد بافاصله مناسب كنده شوند و به صورت يك در ميان هستند .

 

 

 

9-   پشته : تونل حفر شده بين دو حلقه چاه را پشته گويند .

 

               
         
         
 
 
 
   

 

 

 

                                                                                             پشته

                                                                                                      صفحه 62 و صفحه 65

 

10- مظهر : معمولاً در مجاورت روستا و يا طبقه اي قرارگرفته است تا آب آن مسقيماً براي مصارف مردم چه از نظر تأمين آب شرب و چه از نظر تأمين آبهاي زراعي به راحتي مورد استفاده قرار گيرد . قنات در حقيقت پس از طي مسير زيرزميني خود در مجرا كه در عمقهاي مختلف قرار گرفته است درمحل مظهر به سطح زمين ميرسد .

11- هرنج : گاهي فاصله مظهر قنات تا محلي كه بايد استفاده شود زياد است در اينجا از يك نهر يا كانال كوچك روباز براي انتقال آب استفاده مي كنند به هرنج ، هرهنج نيز گفته مي شود . شكل زير نمايش يك قنات را از پهلو و از بالا نشان ميدهد .

12- حريم قنات : محدوده اي از اطراف مادرچاه يا تره كار به ساير قنات مجاز به ورود به آن نيستند را حريم قنات گويند براساس تجارب اين محدوده بين 250 متر در كوهستانها تا 1500 متر در مناطق دشتي تغيير مي كند .

 

كپي صفحه 62  و صفحه 65  صفحه داستان قنات

اشكال قنات   :

باتوجه به وضع جغرافيايي و توپوگرافي نواحي مختلف عمدتاً قنات به سه شكل مي باشد :

1- قناتهاي متوالي               2- قناتهاي موازي             3- قناتهاي همگرا 

v     قناتهاي متوالي : بيشتر در نواحي كوهستاني و در دره هاي با شيب زياد حفر شده اند و طرز قرارگرفتن آنها به گونه ايست كه قنات بالادست قنات بعدي را تغذيه مي كند . اين قناتها در روستاها توسعه بيشتري دارند .

  v   قناتهاي موازي : بيشتر در مناطق كوهپايه اي ديده مي شوند و بدين صورت است كه يك جبهه منطقه كوهستاني بوده و در مجاورت آن دشتي نسبتاً وسيع قرار دارد . آب اينگونه قناتها آبهاي كوهستان تأمين مي شود .

  v  قناتهاي همگرا : اينگونه قناتها عمدتاً در مناطقي ايجاد مي شوند كه دشت به وسيله ارتفاعاتي لحاظ شده باشد .درچنين حالتي قنوات به صورت شعاعي از اطراف به سوي دشت كشيده ميشوند و درحقيقت جهت جريان آبهاي زيرزميني به سوي مركز دشت است  .

همانطوريكه مي دانيد مهمترين روش انتقال آب زيرزميني به سطح زمين در ايران وجهان قبل از چاههاي پمپاژ ، قنات بوده است . با رشد صنعت در ايران ، چاههاي بهره برداري به طور وسيعي در حريم قنات و يا در بالاست در مسير جريان آب زيرزميني به طرف قنوات حفر شده كه باعث پائين انداختن سطح سفره آبهاي زيرزميني وخشك شدن بسياري ازقنوات شده است . عبـدالكـريم بهـينـاء در كـتـاب قـنـات سـازي و قنات داري با استفاده از مـنابع مـختلف مروري كامل برمقايسه قنات و چاه ارائه كرده اسـت . بـر اساس نظر بهيناء ، طـرفـداران قنات حـل نـهايي مسائل آبي ايران را درگروه احياء و بازسازي قنوات مي دانند و مخـالفان قنات را ، ً چاه كن هاي از راه قنات ً مي پندارند . قنات داراي مزايا و معايبي است كه تصيميم گيري در مورد حفظ و يا احداث قناتهاي جديد به عوامل بسيار زيادي بستگي دارد ، ولي در ايران در چند دهه گذشته ، تعداد چاههاي بهره برداري به طور وسيعي افزايش يافته به طوري كه باعث خشك شدن بــسياري از قناتها شده است . در اينجا مقايسه اي بين سه روش استحصال آب (حفره چاه نيمه عميق ، چاه عميق و قنات ) صورت مي گيرد .

v  چاه نيمه عميق : آبدهي آنها بسيـار كـم بـوده و دبي متوسط آنها از 2 ليتر در ثانيه تجاوز نمي كند . اين را بايد افزود كه سهم عمده اي از اين مقدار، يا در مجاري مسير چاه تا كشتزارها به زمين نفوذ مي كند و يا بعلت دماي زياد مناطق گرم و خشك تبخير مي شود .

v  چاه عميق : اگرچه از هرچاه معمولاً 30 ليتر در ثانيه آب استحصال مي شود ، اما در حفر چاه عميق رعايت فاصله بين دوچاه ، عمق چاه و كيفيت كارتلمبه ، ضروري است چه بسا حفر حفر يك چاه منجر به خشك شدن چاههاي ديگر و حتي قنوات مجاور ميشود و بسيار مشاهده شده است كه افراط در بهره برداري با اين روش ، موجب نقصان و پايين رفتن مداوم سطح آب سفره هاي زيرزميني ميشود . چنانكه برداشت بي رويه در برخي نواحي همچون دشت سرجان و دشت رفسنجان باعث شده كه اين مناطق از نظر بهره برداري از سفره آبهاي زيرزميني ، مناطق ممنوعه بحراني اعلام شوند .

v   قنات : متوسط آبدهي هرقنات 37 تا 75 ليتر در ثانيه است قناتهايي كه طبق اصول بهتر زده شوند و خوب هم نگهداري شوند 185 ليتر در ثانيه آب مي دهند . غني ترين قنات ايران ، يعني شاهرود 900 ليتر در ثانيه آبدهي داشته است .

  دراين قسمت دربارة معايب و فوائد قنات ( در مقايسه با حفر چاه ) توضيحاتي داده مي شود :

پرهزينه بودن محاسبه دقيق شيب آبهاي زيرزميني و اجراي آن از معايب و مشكلات فن قنات ميباشد از طرفي چون كوره قنات از زيرشهرها و روستاها عبور ميكند امكان آلودگي آب قنات به مراتب بيشتر از چاههاست امكان تفكيك آبهاي آلوده آبخوان توسط چاه وجود دارد ولي اين امر براي قنات پرخرج و ناممكن است . از اشكالات ديگري كه برقنات وارد ميشود صرف زمان و هزينه زياد احداث قنات مي باشد كه البته امروزه اين مسئله با كاربرد تكنولوژي جديد حفاري رفع ميشود و از موارد ديگر جريان دائمي آب در همه ماههاي سال است كه طبيعتاً درمواقعي از سال آب به هدر مي رود .حريم بسيار زياد قنات باتوجه به جمعيت روبه رشد و كمبود زمين ( توسط قناتها كيلومترها اشغال مي شود ) نيز از محدوديتهاي آن ميباشد وديگر اينكه در دشتهاي كم شيب نمي توان قنات حفر كرد و همينطور ارتفاعات را نمي توان با آب آن آبياري كرد . اما در مقابل قنوات به عنوان تنظيم كننده هاي دقيق تخليه آبهاي زيرزميني محسوب ميشوند . اين گونه منابع ، با حفظ شرايط طبيعي هيدرولوژيك  آبخوانها در مواقع پرآبي و يا در مناطق زه دار به عنوان سرازير عمل ميكنند . در مواقع كم آبي با كاهش تخليه آب با حفظ ذخاير آب زيرزميني خود را با شرايط آبخوان سازگار ميسازند . بدين ترتيب قنات بدون فشار بر آبخوان ، بر شرايط آبخوان تأثير منفي ندارد . در حاليكه چاهها ، با برداشت بي رويه و ايجاد مخروط افت و مكثهايي كه در اين شرايط در آب بين ذرات آبخوان ايجاد مي كند . به مروز زمان شرايط هيدروديناميك آبخوان را تغيير ميدهند . بدين صورت رژيم طبيعي آبخوان پس از مدتي تغيير مي كند و امكان بازگشت به شرايط اوليه را نيز سلب مي كنند . همچنين از فوائد ديگر قنوات ، عمر مفيد آنهاست كه بسيار زياد مي باشد طوريكه قدمت بيش از 2500 سال داشته در حاليكه حداكثرعمر مفيد چاهها 30 سال است . به جريان انداختن آب زيرزميني به صورت ………… بدون به كارگيري هيچگونه نيروي محركه و يا هزينه جنبي كه از نظر اقتصادي بسيار اهميت دارد . همچنين قنات با تخليه آرام و بدون تلاطم و در سطح وسيع ، باعث برهم زدن تعادل هيدرولوژيكي سفره نميباشد . عدم نياز به مراقبت دائمي ، صرفه جويي  در انرژي ،  ميزان  سوخت و … و دائمي بودن جريان آب قنات و عدم آسيب رساني به سفره آبهاي زيرزميني ( به خاطر استفاده تدريجي از سفره ) نيز از نكات مثبت قنات مي باشد . همچنين با صرف هزينه  كم و با انجام لايروبي رشته قنوات ، ميتوان بدون انفصال از شبكه اوليه قنات بهره برداري چنانچه اگر قناتهاي باير ايران احياء شود ميزان آبدهي موجود قنات ، 3 برابر خواهد شد يعني حدود 000/1700  ليتر در ثانيه كه چيزي معادل 4 برابر آبدهي رودخانه كارون و 4/3  آبدهي نيل است . بنابراين حذف تدريجي يا ناديده گرفتن توانائيهاي اين دفن از جانب برنامه ريزان امر توسعه ملي و بومي ، معقول نخواهد بود . به ويژه اگر وسعت و وضعيت اقليم نيمه شرقي ايران و وابستگي موجود به ميزان آبي كه قنوات با شرايط خوب در دسترس قرار ميدهد در نظر گرفته شود .

البته اينكه براي استحصال آب بخواهيم از قنات استفاده كنيم يا چاه روشهاي علمي و حقوقي در نظر گرفته شده است . در روش عــلمي بـهره بـرداري از مـنابع آب در يـك دشت بايد گزينه هاي مختلفي از قبيل حفظ قناتهاي موجود ، احداث چاههاي بهره برداري جديد ، احداث قنات جـديد ، انـهدام قـنات و يـا تـلفيقي از آنهـا انتخاب گردد . اين موارد بايد با گزينه هاي بهره برداري از آبهاي سطحي ( احداث سدهاي مخزني كوچك ، حوضچه هاي تغذيه ، پخش سيلاب و … ) بالاترين بازده را دارد و مشكلات اجتماعي ـ سياسي و حقوقي خاص ايجاد نميكند و از نظر فني نيز محدوديتي ندارد انتخاب شود بديهي است كه انتخاب گزينه بايد در چهارچوب بيلان كلي آبهاي زيرزميني و سطحي منطقه باشد و كيفيت آب را نيز بايد در هر گزينه در نظر گرفت و از آنجائيكه آب قنات متعلق به مالكين آنهاست مسائل حقوقي هم در نظر گرفته شود .

به طور كلي در شرايطي كه آب زيرزميني قابل ملاحظه اي از زير مظهرقنات جريان داشته باشد و اين آبها در پايين دست به علت نامناسب بودن شرايط زمين يا نفوذ آب شوردريا يا درياچه مجاور ، عدم نياز به آب ، آلوده شدن آبهاي زيرزميني توسط عوامل طبيعي و يا مصنوعي نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد و يا كيفيت خوب آب قنات در مسير خشك كاركاهش يابد ، مي توان انهدام قنات را مورد بررسي قرار داد .

اگر آبرفت مجاور تره كاردانه ريز و يا فاصله بين تره كار ومظهر قنات زياد باشد و يا شرايط انهدام وجود نداشت باشد ميتوان قنات را حفظ كرد . حفظ و انهدام و احداث قنات بايد در قالب بهره برداري جامع از منابع آبهاي زيرزميني و سطحي باشد . بنابراين بايد بيلان منابع آب تهيه شود و گزينه هاي مختلف از قبيل : حفظ يا انهدام قنات ، احداث چاههاي بهره برداري ، طرحهاي تغذيه مصنوعي ، احداث سدهاي ذخيره اي كوچك و …. انتخاب شود با در نظر گرفتن جوانب از قبيل جنبه هاي فني هركدام از گزينه ها ، كيفيت بهره برداري ، مسائل اقتصادي و اجتماعي بهترين گزينه انتخاب شود .